Translations:Overcoming Negative Inheritance/10/fa
وقتی کارول قصد داشت ازدواج کند مدام می ترسید که یک روز شریک زندگیش ترکش کند. در دعاهاش خدا به او نشان داد که در خانواده اش مردان زنان را ترک می کردند. پدر بزرگش، مادر بزرگش را از نظر عاطفی ترک کرده بود. وپدرش مادرش را طلاق داده بود. در نتیجه کارول فکر می کند که مردان قابل اعتماد نیستند. بعد از بخشیدن ودست کشیدن از ان میراث های منفی کارول توانست بر ترس هاش غلبه کند.